ای چشم تو آتشکده بلخ و نشابور

خرید بک لینک
دل گیرم از این کاش و اگرها و مگرها
بیزارم از این سلسله شوم اگرها

باید که بیایی و غزل روح بگیرد
روشن شود از دیدن تو چشم هنرها

تا زلف قشنگ تو پریشان شده در باد
مجنونِ تو گشتند همه شانه به سرها

چون خضر شدی پای به هر جا که نهادی
پر جلوه گل گشت همه کوه و کمرها

از شرم حضور تو به تعظیم سرافکند
هر لاله که روییده به دامان گذرها

ای چشم تو آتشکده ی بلخ و نشابور
در جان من انداخته ای شور و شررها

خورشید تویی شعله تویی ای همه آتش
هُرمِ نفست مانده در آغوش سحرها

سر منشاء هر فتنه در این شهر تویی تو
هر روز شده نام تو سر خطِ خبرها

#جواد_مهربان

@drjavadmehraban

مجنون توام عشق...

ما را در سایت مجنون توام عشق دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 333 تاريخ: پنجشنبه 11 بهمن 1397 ساعت: 8:00

صفحه بندی